با ما تماس بگیرید

09191045494

شروع کنید

درخواست مشاوره

متد Six sigma چیست؟ جدول و مثال شش سیگما

روش شش سیگما چیست؟

آیا تا به حال فکر کرده‌اید چطور شرکت‌های بزرگ و موفق دنیا، محصولاتی با کیفیت بی‌نقص و خدماتی کم‌نقص ارائه می‌دهند؟ راز آنها در یک سیستم دقیق و هوشمند به نام شش سیگما نهفته است؛ روشی که می‌تواند میزان خطاها را تا حدی کاهش دهد که تقریباً هیچ نقصی در محصول یا خدمت شما باقی نماند.

اگر شما هم به دنبال افزایش رضایت مشتری، کاهش هزینه‌ها و بهبود مستمر در کسب‌وکارتان هستید، روش 6 سیگما کلید طلایی شماست. این روش مبتنی بر داده‌ها و تحلیل‌های علمی، به شما کمک می‌کند مشکلات ریشه‌ای را شناسایی کنید، فرآیندها را بهینه کنید و در نهایت به سطح کیفیتی برسید که رقبا حتی به آن نزدیک هم نمی‌شوند. در این مسیر، با ما همراه باشید تا رازهای این متدولوژی را کشف کنیم و بفهمیم چطور می‌شود کیفیت را به یک استاندارد بی‌رقیب تبدیل کرد.

متد شش سیگما چیست؟

اگر شش سیگما به زبان ساده تعریف کنیم، باید بگوییم که این متدولوژی یک روش علمی و آماری است که هدفش این است که فرآیندهای کاری در یک شرکت یا کارخانه آنقدر دقیق و باکیفیت شوند که خطا و اشتباه به حداقل ممکن برسد.

واژه 6 سیگما برگرفته از علم آمار است؛ در این علم سیگما (σ) به معنای انحراف معیار است که نشان‌دهنده میزان پراکندگی یا نوسان داده‌ها نسبت به میانگین است.

وقتی می‌گوییم Six sigma یعنی فرآیند باید آنقدر پایدار و کنترل شده باشد که فاصله بین میانگین عملکرد آن تا حد خطا، حداقل شش برابر انحراف معیار باشد. این یعنی تقریباً 99.99966 درصد از محصولات یا خدمات تولید شده بدون هیچ نقص یا اشتباهی هستند!

به عبارت ساده‌تر: اگر یک فرآیند شش سیگما باشد، فقط حدود 3.4 خطا در هر یک میلیون فرصت خطا وجود دارد که این مقدار بسیار بسیار کم است.

اگر می‌خواهید از این روش در بیزینس خود استفاده کنید اما نمی‌دانید چطور، برای کسب مشاوره کسب و کار با آبستا تماس بگیرید.

 

شش سیگما به زبان ساده

 

مراحل اجرای روش شش سیگما (DMAIC)

روش 6 سیگما معمولاً برای بهبود فرآیندهای موجود از یک چرخه استاندارد ۵ مرحله‌ای به نام DMAIC استفاده می‌کند. هر مرحله به صورت دقیق و منظم انجام می‌شود تا مشکلات شناسایی و حل شوند و کیفیت به سطح بسیار بالا برسد. هر حرف از کلمه DMAIC مخفف یک مرحله کلیدی است:

1. Define (تعریف)

در این مرحله، هدف اصلی پروژه مشخص می‌شود. ابتدا باید مسئله یا فرصت بهبود فرآیند به وضوح تعریف شود. تعیین محدوده پروژه شامل اینکه چه چیزی قرار است بهبود یابد و چه چیزی خارج از پروژه است انجام می‌شود. همچنین نیازها و خواسته‌های مشتریان شناسایی می‌گردد. اهداف دقیق، قابل اندازه‌گیری و واقع‌بینانه تعریف می‌شوند و تیم پروژه تشکیل شده و نقش‌ها و مسئولیت‌ها مشخص می‌گردد. هدف این مرحله این است که یک تصویر واضح و شفاف از مشکل و اهداف پروژه به دست آید و همه اعضای تیم با آن هماهنگ باشند.

2. Measure (اندازه‌گیری)

در این مرحله وضعیت فعلی فرآیند بررسی می‌شود تا اطلاعات دقیق و قابل اطمینانی درباره عملکرد فعلی و میزان خطاها جمع‌آوری شود. متغیرهای کلیدی که باید اندازه‌گیری شوند شناسایی می‌گردد و روش‌ها و ابزارهای جمع‌آوری داده‌ها مانند نمونه‌برداری، ثبت داده‌ها و استفاده از دستگاه‌های اندازه‌گیری تعیین می‌شود. داده‌های مربوط به فرآیند و کیفیت محصولات یا خدمات جمع‌آوری شده و صحت و دقت داده‌ها برای اطمینان از قابل اعتماد بودن نتایج بررسی می‌شود. هدف این مرحله فهم دقیق از میزان کیفیت فعلی و پایه‌گذاری داده‌های آماری برای تحلیل‌های بعدی است.

3. Analyze (تحلیل)

در این مرحله از روش شش سیگما داده‌های جمع‌آوری شده با استفاده از روش‌ها و تکنیک‌های آماری و تحلیلی بررسی می‌شوند تا علل ریشه‌ای مشکلات و ناپایداری‌های فرآیند شناسایی شود. ابزارهای آماری مانند تحلیل رگرسیون، نمودارهای پراکندگی و تحلیل علل و ریشه‌ها به کار گرفته می‌شوند. الگوها، نوسانات و منابع اصلی خطاها و مشکلات شناسایی شده و ارتباط بین عوامل مختلف و تاثیر آنها روی کیفیت ارزیابی می‌شود. سپس علل و مشکلات بر اساس اهمیت اولویت‌بندی می‌گردند تا تمرکز بر روی مهم‌ترین‌ها باشد. هدف این مرحله فهم دقیق علت‌های مشکلات و یافتن فرصت‌های واقعی برای بهبود است.

4. Improve (بهبود)

پس از شناسایی علل مشکلات، در این مرحله از متد شش سیگما راهکارهای بهبود طراحی و اجرا می‌شوند تا فرآیند بهینه‌تر و با کیفیت‌تر شود. راهکارهای مناسب و خلاقانه برای حل مشکلات ریشه‌ای طراحی شده و در صورت امکان آزمایش و شبیه‌سازی می‌شوند تا قبل از اجرای نهایی، از اثربخشی آنها اطمینان حاصل شود. تغییرات در فرآیند پیاده‌سازی شده و مجدداً کیفیت و عملکرد بعد از بهبود اندازه‌گیری می‌شود تا از اثربخشی اقدامات اطمینان حاصل گردد. همچنین کارکنان و افراد مرتبط آموزش داده می‌شوند تا حمایت لازم برای تغییرات صورت گیرد. هدف این مرحله رسیدن به بهبود واقعی و پایدار در عملکرد فرآیند است.

5. Control (کنترل)

مرحله آخر Six sigma برای اطمینان از این است که بهبودهای انجام شده حفظ شوند و فرآیند دوباره به حالت قبل باز نگردد. در این مرحله سیستم‌های کنترل و نظارت بر فرآیند طراحی و اجرا می‌شوند. شاخص‌های کلیدی عملکرد (KPIs) برای پایش مستمر تعیین شده و نمودارهای کنترل برای شناسایی نوسانات غیرعادی استفاده می‌شوند. مستندات و استانداردهای جدید فرآیندی ایجاد شده و کارکنان برای حفظ کیفیت و مدیریت تغییرات آموزش داده می‌شوند. همچنین برنامه‌ریزی برای بازنگری‌های دوره‌ای انجام می‌شود. هدف این مرحله تثبیت نتایج و تضمین استمرار کیفیت است.

نحوه محاسبه 6 سیگما

روش شش سیگما بر اساس مفاهیم آماری طراحی شده و هدف آن کاهش خطاها تا حد بسیار پایین است. اصلی‌ترین شاخص در این متد، تعداد خطاها به ازای هر میلیون فرصت خطا (DPMO) است که با استفاده از آن میزان کیفیت فرآیند سنجیده می‌شود.

مرحله اول: تعریف فرصت خطا (Opportunity)

برای شروع، باید مشخص کنیم که در هر واحد تولید یا خدمت چند فرصت برای خطا وجود دارد. مثلا در تولید یک قطعه، ممکن است چندین ویژگی یا پارامتر مهم باشد که هر کدام می‌توانند محل خطا باشند (مثل اندازه، وزن، رنگ و غیره). تعداد کل این ویژگی‌ها همان تعداد فرصت‌های خطا است.

مرحله دوم: محاسبه تعداد خطاها (Defects)

خطاها یا نقایص واقعی که در نمونه‌ها مشاهده شده‌اند، شمارش می‌شوند. مثلا اگر در ۱۰۰۰ قطعه تولید شده، ۲۰ قطعه مشکل داشته باشد، تعداد خطا ۲۰ است.

مرحله سوم: محاسبه تعداد کل فرصت‌ها (Opportunities)

تعداد کل فرصت‌ها برابر است با تعداد واحدهای تولید شده ضربدر تعداد فرصت‌های خطا در هر واحد. مثلا اگر ۱۰۰۰ قطعه تولید شده و در هر قطعه ۵ ویژگی قابل خطا وجود داشته باشد، کل فرصت‌ها می‌شود ۱۰۰۰ × ۵ = ۵۰۰۰.

مرحله چهارم: محاسبه نرخ خطا به ازای هر میلیون فرصت (DPMO)

با استفاده از فرمول زیر:

مثلاً اگر ۲۰ خطا در ۵۰۰۰ فرصت رخ دهد:

یعنی به ازای هر یک میلیون فرصت، ۴۰۰۰ خطا وجود دارد.

مرحله پنجم: تبدیل DPMO به سطح سیگما

اکنون با استفاده از جداول آماری یا نرم‌افزارهای آماری، DPMO محاسبه شده را به یک عدد سطح سیگما تبدیل می‌کنیم. این سطح نشان می‌دهد که فرآیند چقدر دقیق است.

برای مثال، DPMO برابر با ۳.۴ (یعنی 3.4 خطا به ازای هر میلیون فرصت) نشان‌دهنده فرآیندی با کیفیت شش سیگما است.

مثال برای شش سیگما

فرض کن یک کارخانه تولید بطری‌های پلاستیکی داریم که قرار است هر بطری دقیقا 500 میلی‌لیتر مایع داخلش داشته باشد. هدف کارخانه این است که بطری‌ها دقیقاً این مقدار را پر کنند تا مشتری راضی باشد و ضایعات ناشی از کم یا زیاد بودن مایع کاهش یابد.

وضعیت فعلی

در حال حاضر، از هر ۱۰,۰۰۰ بطری، حدود ۵۰ بطری هستند که مقدار مایع داخل‌شان کمتر یا بیشتر از حد استاندارد است. یعنی خطا داریم. کارخانه می‌خواهد این خطاها را کاهش دهد.

نحوه تحلیل با شش سیگما

تعریف :مشکل مشخص می‌شود: بطری‌هایی که دقیقاً ۵۰۰ میلی‌لیتر نیستند. هدف: کاهش تعداد بطری‌های معیوب به حداقل ممکن.

اندازه‌گیری: جمع‌آوری داده‌ها از بطری‌های تولید شده و اندازه‌گیری دقیق مقدار مایع داخل هر بطری.

تحلیل: بررسی عوامل موثر روی میزان پر شدن بطری، مثل تنظیمات دستگاه پرکن، کیفیت مواد اولیه و نحوه کار اپراتورها.

بهبود :اصلاح تنظیمات دستگاه‌ها، آموزش اپراتورها و بهبود فرآیند تولید برای دقیق‌تر شدن پر کردن بطری‌ها.

کنترل: نظارت مداوم با استفاده از نمودارهای کنترل برای اطمینان از اینکه میزان پر شدن بطری‌ها همچنان در محدوده استاندارد باقی بماند.

نتیجه

پس از اجرای روش 6 سیگما، تعداد بطری‌های معیوب از ۵۰ بطری در هر ۱۰,۰۰۰ بطری به حدود ۳ تا ۴ بطری در هر یک میلیون بطری کاهش یافت! این یعنی کیفیت محصول به شدت بهبود یافته و ضایعات کاهش پیدا کرده است.

 

جدول 6 سیگما

 

جدول شش سیگما

در ادامه یک جدول ساده و کاربردی Six sigma نوشته شده که ارتباط بین سطح سیگما، تعداد خطاها به ازای هر میلیون فرصت (DPMO) و درصد کیفیت را به خوبی نمایش می‌دهد:

سطح سیگما (Sigma Level) تعداد خطاها به ازای هر میلیون فرصت (DPMO) درصد کیفیت (درصد محصولات بدون خطا)
1 سیگما 690,000 31%
2 سیگما 308,537 69%
3 سیگما 66,807 93.3%
4 سیگما 6,210 99.38%
5 سیگما 233 99.977%
6 سیگما 3.4 99.99966%

 

توضیحات:

  • هر چه سطح سیگما بالاتر باشد، کیفیت محصول بهتر و میزان خطا کمتر است.
  • شش سیگما یعنی فقط 3.4 خطا به ازای هر یک میلیون فرصت که نشان‌دهنده فرآیندی با کیفیت بسیار بالا است.
  • این جدول به سازمان‌ها کمک می‌کند تا وضعیت کیفیت فرآیندهای خود را به سرعت ارزیابی کنند و اهداف بهبود را تعیین کنند.

سخن آخر

روش شش سیگما با تمرکز بر کاهش خطاها و بهبود مستمر فرآیندها، راهکاری قدرتمند و علمی برای رسیدن به کیفیت بی‌نقص و رضایت کامل مشتریان است. با اجرای دقیق مراحل آن و استفاده از داده‌های واقعی، سازمان‌ها می‌توانند هزینه‌ها را کاهش داده، بهره‌وری را افزایش دهند و در بازار رقابتی، جایگاهی متمایز و پایدار کسب کنند. 6 سیگما تنها یک متدولوژی نیست، بلکه یک فرهنگ سازمانی است که به بهبود مستمر و خلق ارزش واقعی برای مشتریان متعهد است.

فهرست مطالب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *