کسبوکارها در بازارهای ناپایدار امروزی نیاز به کارایی، پاسخگویی و انطباق دارند. استراتژیها باید بهطور مداوم در حال تغییر باشند، حتی به صورت روزانه و هفتگی. رویکردهای سنتی مدیریت به ساختارهای ثابت وابسته هستند و برای پاسخگویی به تقاضای ناپایدار بازار مناسب نیستند.
اینجاست که روشهای مدیریت پروژه اجایل یا چابک به کمک میآیند. این استراتژیهای هوشمند به کسبوکارها کمک میکنند تا ارزش را سریعتر ارائه دهند، همکاری را بهبود بخشند و بهطور مداوم فرآیندهای خود را اصلاح کنند تا همیشه یک قدم جلوتر از رقبا باشند. اما متدولوژی چابک چیست و چگونه کار میکند؟ در ادامه بیشتر در این مورد توضیح دادهیم.
متدولوژی اجایل یا چابک چیست؟
مدیریت پروژه اجایل یک استراتژی مدیریت پروژه هوشمند، انعطافپذیر و تکراری است. این روش ابتدا برای توسعه نرمافزار ایجاد شده بود، اما حالا در صنایع و کسبوکارهای مختلف بهطور گستردهای استفاده میشود.
هسته اصلی متدولوژی چابک، بر اساس پذیرش تغییر بهجای مقاومت در برابر آن بنا شده است. کسبوکارهایی که بر اساس این استراتژی فعالیت میکنند، برای حرکت یا محصول بعدی خود ماهها برنامهریزی نمیکنند.
بهجای آن، یک محصول حداقلی قابل ارائه (MVP) میسازند و آن را وارد بازار میکنند، بازخورد جمعآوری میکنند و محصول را بر اساس آن بازخورد بهبود میدهند.
برخلاف روشهای مدیریت پروژه سنتی که معمولاً طی یک برنامهریزی طولانیمدت ایجاد شده و برای چند سال ثابت هستند، متودولوژی اجایل به تیمها این امکان را میدهد که پروژهها را به بخشهای کوچک و قابل مدیریت تقسیم کنند که به آنها اسپرینت یا ایتریشن (تکرار یا Iteration) گفته میشود.
این عوامل به تیمها کمک میکنند تا کار خود را بهسرعت آزمایش کنند، اصلاحات لازم را انجام دهند و با استفاده از چرخه بازخورد آن را بهبود بخشند.
مدیریت پروژه چابک بر اساس ۱۲ ارزش یا اصل اصلی که در مانیفست چابک مطرح شده است، هدایت میشود. اگر راهاندازی کسب و کار هستید و نمیدانید چطور این کار را انجام دهید، میتوانید از آبستا، مشاوره اینترنتی کسب و کار دریافت کنید.

۴ ستون اصلی متودولوژی اجایل چیست؟
بر اساس آنچه که در مانیفست متدولوژی چابک آمده، چهار ارزش اصلی در مدیریت پروژه اجایل عبارتند از:
- افراد بهجای فرآیندها و ابزارها. تیمهای چابک همکاری تیمی و کار گروهی را بیشتر از کار بهتنهایی و انجام کارها طبق دستورالعملها ارزش میدهند.
- نرمافزار کاربردی بهجای مستندات جامع. نرمافزاری که تیمهای چابک توسعه میدهند باید کار کند. انجام کارهای اضافی مانند مستندسازی اهمیت کمتری نسبت به توسعه نرمافزار کاربردی دارد.
- همکاری با مشتری بهجای مذاکره قراردادی. مشتریان در متدولوژی چابک بسیار مهم هستند. تیمهای چابک اجازه میدهند که مشتریان جهتگیری توسعه نرمافزار را هدایت کنند. بنابراین، همکاری با مشتری بیشتر از جزئیات دقیق مذاکرات قراردادی اهمیت دارد.
- پاسخگویی به تغییر بهجای پیروی از یک برنامه. یکی از مزایای اصلی مدیریت پروژه چابک این است که به تیمها این امکان را میدهد که انعطافپذیر باشند. این چارچوب به تیمها اجازه میدهد که بهسرعت استراتژیها و فرآیندها را تغییر دهند بدون آنکه کل پروژه از ریل خارج شود.
۱۲ اصل متدولوژی اجایل
اگر چهار ارزش مدل مدیریت چابک ارکان اصلی یک خانه باشند، ۱۲ اصل چابک اتاقهایی هستند که میتوان در داخل خانه ساخت. این اصول به راحتی میتوانند برای نیازهای فرآیند توسعه نرمافزار شما تطبیق داده شوند.
۱۲ اصل متدولوژی چابک عبارتند از:
-
رضایت مشتری از طریق بهبود و تحویل مستمر در ابتدای پروژه
وقتی مشتریان بهطور مداوم بهروزرسانیها را دریافت کنند، احتمال اینکه تغییراتی که میخواهند در محصول مشاهده کنند بیشتر است. این امر منجر به مشتریان راضی تر و درآمدهای مکرر بیشتر میشود.
-
پذیرش تغییرات در نیازمندیها، حتی در اواخر پروژه
چارچوب مدیریت پروژه چابک بر اساس انعطافپذیری استوار است. در رویکردهای تکراری مانند چابک، عدم انعطاف بیشتر از اینکه مفید باشد، مضر است.
-
ارائه ارزش بهطور مداوم
مشابه اصل اول، تحویل مستمر ارزش به مشتریان یا ذینفعان بهطور مداوم احتمال از دست رفتن آنها را کاهش میدهد.
-
شکستن تک محور بودن پروژهها
تیمهای چندمنظوره و همکاری کلید اصلی متدولوژی چابک هستند. هدف این است که افراد از پروژههای فردی خود خارج شده و بیشتر با یکدیگر همکاری کنند.
-
ساخت پروژهها بر اساس افراد با انگیزه
مدیریت پروژه چابک زمانی بهترین نتیجه را میدهد که تیمها متعهد و فعالانه برای رسیدن به هدفی مشترک کار کنند.
-
مؤثرترین روش ارتباط، ارتباط رو در رو است
اگر شما در یک تیم توزیعشده کار میکنید، وقت بگذارید تا بهصورت رو در رو (مانند تماسهای ویدئویی یا جلسات روزانه) با افراد تیم ارتباط برقرار کنید.
-
نرمافزار کاربردی معیار اصلی پیشرفت است
هدف نهایی پروژههای توسعه نرمافزار، تولید یک محصول کاربردی است و چارچوب متدولوژی چابک این مسئله را با اولویت دادن به نرمافزار عملیاتی به جای هر چیز دیگری پشتیبانی میکند.
-
حفظ یک سرعت کاری پایدار
برخی جنبههای مدیریت پروژه اجایل میتوانند با سرعت زیادی انجام شوند، اما نباید بهگونهای باشد که اعضای تیم دچار خستگی یا فرسودگی شوند. هدف این است که پایداری در طول فرآیند توسعه حفظ شود.
-
برتری مستمر موجب افزایش چابکی میشود
اگر تیم در یک اسپرینت، کد عالی ایجاد کند، میتواند در اسپرینت بعدی این کد را گسترش دهد. ایجاد کار عالی بهطور مداوم باعث میشود تیمها سریعتر در آینده حرکت کنند.
-
سادگی ضروری است
گاهی سادهترین راهحل بهترین راهحل است. متدولوژی چابک بهدنبال پیچیدهسازی مسائل نیست و سعی دارد بهسادگی به مشکلات پیچیده پاسخ دهد.
-
تیمهای خودگردان بیشترین ارزش را ایجاد میکنند
مشابه اصل پنجم، تیمهای پیشگام و فعال به داراییهای ارزشمند برای شرکت تبدیل میشوند؛ زیرا تلاش میکنند بهبود مستمر را ارائه دهند.
-
بازتاب و تنظیم منظم روشهای کاری برای بهبود اثربخشی
جلسات بازنگری یک عمل رایج در متدولوژی اجایل است. این جلسات زمانی اختصاصی برای تیمهای چابک است تا عملکرد خود را بررسی کرده و رفتارهایشان را برای آینده تطبیق دهند.
انواع متدولوژیهای متدولوژی چابک
چارچوب متدولوژی اجایل مثل یک چتر برای چندین نوع مختلف از رویکردهاست. در اینجا برخی از رایجترین متدولوژیهای چابک آورده شدهاند.
کانبان (Kanban)
کانبان یک رویکرد بصری به مدیریت پروژه چابک است. تیمها از ابزارهای آنلاین کانبان برد برای نمایش وضعیت هر وظیفه در فرآیند توسعه استفاده میکنند. وظایف بهصورت کارتهایی روی تابلو نشان داده میشوند و مراحل مختلف در ستونها قرار دارند.
بهعنوان مثال، اعضای تیم هنگام انجام یک وظیفه، کارتها را از ستون عقبافتاده به ستون مرحلهای که وظیفه در آن قرار دارد، منتقل میکنند.
این روش راهی عالی برای شناسایی موانع و مشاهده میزان کاری است که در حال انجام است.
اسکرام (Scrum)
اسکرام یکی از متدولوژیهای رایج چابک برای تیمهای کوچک است که از اسپرینتها نیز استفاده میکند. تیم تحت هدایت یک اسکرام مستر است که وظیفه اصلیاش رفع موانع برای سایرین است تا آنها بتوانند کارهای روزمره را انجام دهند.
تیمهای اسکرام روزانه میتینگ دارند تا وظایف فعال، موانع و هر چیز دیگری که ممکن است بر تیم تأثیر بگذارد را بررسی کنند.
برنامهریزی اسپرینت: این رویداد، جلسه کیک آف اسپرینت است و آنچه که میتواند در یک اسپرینت تحویل داده شود و نحوه انجام آن را مشخص میکند.
بازنگری اسپرینت: این یک جلسه تکراری است که بهعنوان یک بازنگری اسپرینت عمل میکند تا از آموختههای اسپرینت قبلی استفاده کرده و در اسپرینت بعدی کارها را بهبود بخشند.
برنامهنویسی شدید (XP)
این نوع از متدولوژی چابک معمولاً در توسعه نرمافزار استفاده میشود، برنامهنویسی شدید (XP) یک چارچوب چابک است و ارزشهایی را بیان میکند که به تیم شما کمک میکند تا همکاری موثرتری داشته باشند.
پنج ارزش اصلی XP عبارتند از:
- ارتباط
- سادگی
- بازخورد
- شجاعت
- احترام
مشابه جلسات روزانه اسکرام، در XP نیز انتشار و تکرارهای منظم وجود دارد، اما XP رویکردی بسیار فنیتر دارد. اگر تیم توسعه شما نیاز به انتشار سریع و پاسخگویی به درخواستهای مشتری دارد، برنامهنویسی شدید بر روی “چگونه انجام دادن” تمرکز دارد.
چارچوب پروژه تطبیقی (APF)
چارچوب پروژه تطبیقی در متدولوژی اجایل که به آن مدیریت پروژه تطبیقی (APM) نیز گفته میشود، از این ایده نشأت گرفته که عوامل ناشناخته میتوانند در هر زمانی در طول پروژه پیش بیایند. این تکنیک عمدتاً برای پروژههای فناوری اطلاعات به کار میرود که روشهای سنتی مدیریت پروژه برای آنها مناسب نیست.
این چارچوب بر این اساس استوار است که منابع پروژه میتوانند در هر زمان تغییر کنند. بهعنوان مثال، بودجهها میتوانند تغییر کنند، جدول زمانی ممکن است تغییر یابد یا اعضای تیم ممکن است به تیمهای دیگر منتقل شوند. APF بر منابعی که پروژه دارد تمرکز دارد، نه بر منابعی که پروژه به آنها نیاز دارد.

مدیریت پروژه شدید یا اکستریم (XPM)
این نوع از مدیریت پروژه اجایل اغلب برای پروژههای بسیار پیچیده با سطح بالای عدم قطعیت استفاده میشود. این رویکرد شامل تطبیق مداوم فرآیندها تا زمانی که به نتیجه مطلوب برسد است. این نوع پروژهها شامل تغییرات فوری و مکرر هستند و برای تیمها طبیعی است که استراتژیهای خود را از یک هفته به هفته دیگر تغییر دهند.
مدیریت پروژه اکستریم نیاز به انعطافپذیری زیادی دارد. به همین دلیل است که هر اسپرینت معمولاً کوتاه است، معمولا به مدت فقط چند هفته. این مدل از متدولوژی چابک اجازه میدهد تغییرات مکرر، رویکردهای آزمایش و خطا برای حل مشکلات، و تکرارهای متعدد اصلاح خود را داشته باشد.
توسعه نرمافزار تطبیقی (ASD)
این مدل از متدولوژی چابک به تیمها این امکان را میدهد تا به سرعت به تغییرات نیازمندیها واکنش نشان دهند. تمرکز اصلی این فرآیند، انطباق مداوم است. فازهای این پروژه شامل حدسزدن، همکاری و یادگیری میشود و به تیمها این اجازه را میدهد که بهطور مداوم در طول پروژه به یادگیری ادامه دهند.
غیرمعمول نیست که تیمها در حال اجرای ASD در تمامی سه فاز از آن حضور داشته باشند. به دلیل ساختار غیرخطی این نوع مدیریت، معمولاً فازها با یکدیگر همپوشانی دارند. به دلیل سیال بودن این نوع مدیریت پروژه اجایل، احتمال بیشتری وجود دارد که تکرار مداوم این سه فاز به تیمها کمک کند تا مشکلات را سریعتر از روشهای مدیریت پروژه سنتی شناسایی و حل کنند.
روش توسعه سیستمهای پویا (DSDM)
روش توسعه سیستمهای دینامیک یا پویا یک روش از متودولوژی چابک است که بر روی چرخه کامل زندگی یک پروژه تمرکز دارد. به دلیل این تمرکز، DSDM ساختار و مبنای محکمتری نسبت به سایر روشهای متودولوژی اجایل دارد.
چهار فاز اصلی DSDM عبارتند از:
- مطالعه قابلیتسنجی و کسبوکار
- مدل یا نمونه اولیه عملکرد
- طراحی و ساخت نمونه اولیه
- پیادهسازی
توسعه ویژگی محور (FDD)
توسعه ویژگی محور ترکیبی از بهترین شیوههای مختلف چابک است. در حالی که این مدل همچنان رویکرد تکراری برای مدیریت پروژه است، اما بیشتر بر ویژگیهای دقیق نرمافزاری که تیم در حال توسعه آن است تمرکز میکند.
توسعه ویژگی محور به شدت به ورودیهای مشتری وابسته است؛ زیرا ویژگیهایی که تیم بر روی آنها اولویت میگذارد، همان ویژگیهایی است که مشتریان نیاز دارند.
این مدل از مدیریت پروژه اجایل همچنین به تیمها این امکان را میدهد تا پروژهها را بهطور مکرر بهروزرسانی کنند.
اگر خطایی وجود داشته باشد، تیم به سرعت قادر به اجرای اصلاحات خواهد بود زیرا مراحل این چارچوب به طور مداوم در حال حرکت هستند.
سخن آخر
این رویکردها از جمله بهترین رویکردهای متودولوژی چابک هستند که به تیمها کمک میکنند تا بهطور موثرتر و انعطافپذیرتر با تغییرات بازار و نیازهای مشتریان همگام شوند. در نهایت، هدف از همهی این روشها، ارائه سریعتر و بهینهتر ارزش به مشتری است و در همین راستا مدیریت پروژه را از حالتهای سنتی و کند به فرآیندهایی چابک و پویا تبدیل میکنند.






دیدگاه های اخیر